باور پرواز
دیگر برای ماندن من ادعا کم است
شهریست پرملالت و در جاده ها بم است
اینجا امیدو باور بودن محال شد
یک سو سکوت، یک طرفش گنگ و مبهم است
در شاهراه عاطفه، این عابر غریب
بر چارسوی زنده گی تندیس یک غم است
گفتم که نقش ماه کشم درنگاه خود
بی تو، به چشمهای ترم ماه ماتم است
در انتهای دهکده ی ما "به نام عشق"
آن عکس یادگار تو تنها مجسم است
در بال های خسته ی احساس این عقاب
آری هنوز باور پرواز محکم است